بختیاری ـ هلوسعد

تاریخی ـ سیاسی ـ قرارداد ـ تاريخ بختياري ـ فرهنگی ـ منابع طبیعی ـ مدیریتی - مذهبي- مشروطيت بختياري

تبلیغات تبلیغات

زندگینامه فرشادجهانبخشی قسمت اول

فرشاد جهانبخشی: بنام خدا ((ما نسل طلائی بودیم که ایران ما را تجربه نخواهد کرد)) سالهای 1365 بود.... تاکسی پدر و مادرم را جلوی درب منزلی که در خیابان ولی عصر تهران بود پیاده کرد و مادرم وقتی مرا دید بغلم کرد و بوسید اولین سوالی که کرد چرا بعد یکسال نیامدی ده و خبری ازت نداشتیم کی بهت پول داد و چکار می کردی دست پدرم را بوسیدم و به اتاق راهنمایی کردم و همکلاسی هایم جلوی پدر و مادرم بلند شدند و مادرم همه را بوسید و نشست هم دانشگاهی هایم از خرم اباد، یزد و
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها